یکشنبه 9 تیر 1387   صفحه اول | درباره ما | گویا
170x220.gif

داستان يک مهاجرت از هزاران مهاجرت ايرانی ها، بهمن احمدی امويی

بهمن احمدی امويی
نه او و نه بسياری ديگر از ايرانی هايی که به اجبار جلای وطن کرده بودند، فکر نمی کردند عمری و نسلی را در غربت بگذرانند ، ازدواج کنند ، بچه های شان بزرگ شود و به ياد خانواده و وطن، آخرين نفس حسرت و افسوس را بالا نياورند ... [ادامه مطلب]

بخوانید!
پرخواننده ترین ها

!Next، روياروئی محتمل ايران و آمريکا، داريوش سجادی

داريوش سجادی
هفته نامه نيويورکر چاپ آمريکا روز يکشنبه (۹ تير ۸۷) طی مقاله ای به قلم سيمور هرش خبر از آن داده که رهبران کنگره آمريکا با درخواست مالی ۴۰۰ ميليون دلاری جورج بوش بمنظور بسط و تعميق عمليات مخفيانه در ايران موافقت کرده اند

تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 




هفته نامه نيويورکر چاپ آمريکا روز يکشنبه (۹تير۸۷) طی مقاله ای به قلم سيمور هرش خبر از آن داده که رهبران کنگره آمريکا با درخواست مالی ۴۰۰ ميليون دلاری جورج بوش بمنظور بسط و تعميق عمليات مخفيانه در ايران موافقت کرده اند.

بنابراين خبر هدف از عمليات مزبور ايجاد مانع در مسير پروژه اتمی ايران و تلاش جهت تغيير رژيم جمهوری اسلامی از طريق تضعيف حکومت مستقر در تهران عنوان شده.

به نوشته سيمور هرش:
همکاری با گروه های مخالف در ايران و انتقال پول به ايشان بخشی از طرح مزبور است.

هرش همچنين افزوده:
نتيجه حمايت آمريکا از مخالفان حکومت در ايران منجر به سرکوب خشونت آميز ايشان توسط نظام جمهوری اسلامی شده و اين چيزی است که به جورج بوش اين فرصت را می دهد تا به بهانه دفاع از مخالفان حکومت دست به حمله نظامی عليه ايران بزند.

از سوی ديگر و هم زمان هفته نامه اکونوميست چاپ لندن در سرمقاله روز يکشنبه خود (۹تير۸۷) خطر حمله نظامی اسرائيل به تاسيسات اتمی ايران را امری محتمل دانسته و افزوده:

« شايد اين نظر صحت داشته باشد که با افول اقتدار جورج بوش به دليل نزديک شدن وی به پايان دوران رياست جمهوری اش، ديگر تمايلی در کاخ سفيد جهت بمباران ايران وجود نداشته باشد. اما فرض ورود باراک اوباما به کاخ سفيد به اندازه کافی به اسرائيل انگيزه می دهد تا راساً در صدد حمله نظامی به ايران برآيد ... همانطور که اخيراً سياستمدار تندروئی مانند جان بولتون بر اين نکته تصريح داشت که: ممکن است اسرائيل به اين نتيجه برسد بهترين زمان برای حمله به ايران دوره انتقال قدرت در کاخ سفيد است. يعنی زمانی که ديگر کسی نمی تواند تل آويو را به تاثير گذاری بر انتخابات رياست جمهوری آمريکا متهم کند در حاليکه اين کشور نيازی نيز در آن مقطع به دريافت چراغ سبز از رئيس جمهور آمريکا برای حمله به ايران ندارد.»

ترجمه خبر نشريه نيويورکر مبنی بر تصويب کمک ۴۰۰ ميليون دلاری کنگره آمريکا جهت تغيير رژيم در ايران بدين معناست که جمهوری اسلامی به زودی بايد خود را مواجه با آشوب ها و تحرکات داخلی ببيند که از طريق تزريق اين پول بر گسل های اقتصادی و اجتماعی و سياسی موجود در ايران با عامليت مخالفان برانداز داخلی تمهيد می شود.

بر همين اساس نبايد اعلام اين خبر طی هفته گذشته مبنی بر تمايل واشنگتن بر ايجاد دفتر حفاظت از منافع آمريکا در تهران و علاقه اين کشور به ارتباط هر چه بيشتر با مردم ايران را صرفاً خواب نما شدن تصادفی دولتمردان کاخ سفيد تلقی کرد.

از آنجا که تجربه نشان داده نقش محوری در توفيق واشنگتن طی پروژه انقلاب های مخملی را سفارت اين کشور در کشورهای مطمح نظر عهده داری می کرده، صرافت امروزين دولتمردان کاخ سفيد جهت ايجاد دفتر حافظ منافع در تهران را بايد بمنظور ايجاد پايانه ای بمنظور يارگيری و ايجاد هماهنگی با مخالفان حکومت در ايران تلقی کرد.

طبعاً در صورت بروز چنان ناآرامی هائی در ايران، فرصتی طلائی نيز برای اسرائيل مهيا خواهد شد تا در چنان فضای ملتهبی تهاجم نظامی خود به پايانه های هسته ای ايران را عملياتی کند.

اما ظاهراً چينش چنين پازلی از چشم دولتمردان جمهوری اسلامی نيز پنهان نمانده و تهران با ظرافت خود را مهيای برخورد با «ناآرامی های محتمل و در دستور کار واشنگتن» می کند.

تصميم هفته گذشته سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ايران مبنی بر آغاز عمليات اجرائی ۳۱ سپاه استانی با مشارکت بسيج مويد اين واقعيت است که تهران اولويت جنگ با آمريکا را موقتاً از دستور کار خود خارج کرده و اهتمام خود را صرف تقويت نيروهايش در کشور بمنظور مقابله با «ناآرامی های داخلی با مديريت کاخ سفيد» نموده.

اينکه سپاه پاسداران برخلاف عرف نظامی که در «موقعيت های احتمال خطر جنگ بايد به سمت سياست های انقباضی و تمرکز گرايانه رفت» ترجيح داده يک پارچگی سپاه در سطح کشور را بنفع مبارزه با شيطنت های داخلی واشنگتن در سطح استان ها بشکند، نشاندهنده اين واقعيت است که مسئولين در جمهوری اسلامی به خوبی بر ضعف واشنگتن جهت ورود به روياروئی نظامی مستقيم با ايران آگاهی دارند.

شاخص های افول اقتصاد بحران زده آمريکا به دولتمردان تهران تفهيم کرده کاخ سفيد در حال حاضر توان ورود به جنگی ديگر در منطقه را ندارد. لذا طبيعی خواهد بود تا واشنگتن بکوشد بجای باز کردن جبهه نظامی نوينی برای خود اهتمام اش را صرف ريزش حکومت از درون کند. طبعاً اسرائيل نيز در اين ميان خواهد کوشيد از طريق «بمباران امکانات اتمی ايرانه درگير با بحران های داخلی» ماهی مراد خود را صيد کند.

نکته محوری در تحقق عمليات مزبور محدوديت زمانی برای دوگانه کاخ سفيد ـ تل آويو است.

آمريکا و اسرائيل به سه دليل خود را در تنگنای زمان برای روشن کردن تکليف ايران می بينند.

ـ دليل نخست آغاز شمارش معکوس خروج جورج بوش از کاخ سفيد است. با توجه به موقعيت متزلزل حزب جمهوريخواه در انتخابات رياست جمهوری در مقابل دمکرات ها و عدم احتمال پيروزی جمهوريخواهان در آن انتخابات، دو گانه نومحافظه کاران ـ اسرائيل به اين نتيجه رسيده اند که بايد تکليف ايران را تا قبل از خروج جورج بوش از کاخ سفيد نهائی کرد.

ـ دوم آنکه با توجه به هم زمانی تقريبی پايان رياست جمهوری جورج بوش با محمود احمدی نژاد، ايشان ترجيح می دهند تا قبل از انتخابات رياست جمهوری سال ۸۹ در ايران پرونده جمهوری اسلامی را بنفع خود مختومه کنند.

رجحان چنين امری از آنجا ناشی می شود که دولت ايالات متحده با تکيه بر قدرت عظيم رسانه های گروهی خود و ايضاً بهره وری از ادبيات نامتعارف رئيس جمهور ايران در طرح مسائلی از قبيل «نفی هولوکاست و حذف اسرائيل» توانسته آن چنان چهره خوفناکی از ايران و حکومت مستقر در آن نزد افکار بين المللی ترسيم کند که اينک هر گونه تلاش جهت گوشمالی چنان حکومتی از وجاهت بين المللی برخوردار باشد.

ـ تنگنای سوم واشنگتن و تل آويو غير قابل محاسبه بودن انتخابات بعدی رياست جمهوری ايران است.

دو گانه واشنگتن ـ تل آويو نمی توانند و نمی خواهند با دادن فرصت به تهران به استقبال ريسک انتخاباتی مجدد برای رياست جمهوری ايران بروند.
دليل چنين استنکافی از آنجا ناشی می شود که ايشان بشدت پروای آن را دارند تا در چنان انتخاباتی بار ديگر چهره ای موجّه همچون محمد خاتمی بتواند با اخذ آرائی چشمگير به قدرت رسيده و بدينوسيله بار ديگر مشروعيت و مقبوليت دمکراتيک حکومت در ايران را به جهانيان اثبات کند. طبعاً در چنان حالتی هر گونه برخورد نظامی با ايران برخلاف موقعيت فعلی بشدت هزينه زا خواهد شد. خصوصاً آنکه طی هفته گذشته زمزمه بازگشت خاتمی به عرصه انتخابات رياست جمهوری در کريدورهای خبری ايران منتشر شده. خبری که در صورت تحقق، احتمال آن را دور از دسترس قرار نمی دهد که خاتمی بتواند با تکيه بر وجاهت ملی و حفظ محبوبيت اش نزد طبقه متوسط ايران بار ديگر بر کرسی رياست جمهوری تکيه زند.

از سوی ديگر فضای انتخاباتی در ايالات متحده و موضع پائين دستی جمهوريخواهان در مقابل دمکرات ها بخوبی به عقبه جورج بوش در حزب جمهوريخواه تفهيم کرده که در صورت حفظ وضع موجود، ايشان به راحتی بايد به استقبال شکست در مقابل دمکرات ها درانتخابات رياست جمهوری ماه نوامبر بروند.

مهم ترين چيزی که در حال حاضر می تواند نتيجه اين عدم توازن را بنفع جمهوريخواهان تغيير دهد، همانا ايجاد و القای يک خطر و فضای ناامنی برای شهروندان آمريکائی است تا بدينوسيله بتوانند افکار عمومی در آمريکا را همانند حادثه يازده سپتامبر متقاعد به روی کار آوردن رئيس جمهوری مقتدر با سياست مشت آهنين در مقابل دشمنان آمريکا نمايند.

لذا قابل دسترس ترين تضمين برای ايجاد برتری موضع «مک کين» در مقابل «باراک اوباما» طی مبارزات انتخاباتی، توسل به القای خطر ايران و ضرورت برخورد با آن نزد افکار عمومی آمريکائيان می تواند باشد.

علی الظاهر دولتمردان کاخ سفيد به همراه متحد قابل وثوق شان در تل آويو متفقاً کارتابل چنين رويکردی را بر روی ميز تصميم گيری خود قرار داده اند.

اما يک نکته را نبايد از نظر دور داشت و آن اينکه هر چند بعد از حادثه يازده سپتامبر، اين جورج بوش بود که با اعلام نبرد جهانی اش با تروريسم «ظفرمندانه!» تکليف حکومت طالبان در افغانستان و صدام حسين در عراق و تسليحات اتمی در کره شمالی را ولو با هزينه هائی کمرشکن بنفع شعار «مبارزه با محور شرارت اش» روشن کرد و هر چند وی ظاهراً بعد از اين سه مورد اينک دکمه NEXT را بر عليه ايران به صدا درآورده اما تجربه تاريخی نشان داده دولتمردان ايران نيز طی ۳۰ سال گذشته از آن درجه از فراست و هوشمندی برخوردار بوده اند که تمامی روسای جمهور آمريکا را طی اين مدت که از ابتدای روی کار آمدن شان متفقاً شعار مبارزه و سرنگونی جمهوری اسلامی را سر می داده اند با همان کلمه NEXT بدرقه کرده اند.

داريوش سجادی
۹ تير ۸۷
dariushsajjadi@yahoo.com


Copyright: gooya.com 2008