دوشنبه 27 خرداد 1387   صفحه اول | درباره ما | گویا
170x220.gif

داستان يک مهاجرت از هزاران مهاجرت ايرانی ها، بهمن احمدی امويی

بهمن احمدی امويی
نه او و نه بسياری ديگر از ايرانی هايی که به اجبار جلای وطن کرده بودند، فکر نمی کردند عمری و نسلی را در غربت بگذرانند ، ازدواج کنند ، بچه های شان بزرگ شود و به ياد خانواده و وطن، آخرين نفس حسرت و افسوس را بالا نياورند ... [ادامه مطلب]

بخوانید!
پرخواننده ترین ها

دام زُليخا! بررسی ابعاد اخلاقی تهيه فيلم تعرض استاد دانشگاه زنجان به يک دختر دانشجو ، داريوش سجادی

داريوشسجادي
برای تاديب استاد مزبور، حال هر که هست و هر چه کرده يا می خواسته بکند هيچ اصل اخلاقی مجوز آن را نمی دهد تا وی را در موقعيت معصيت قرار داده و خوش باشانه و در مقام خدائی در سر بزنگاه و با موضعی فاتحانه چوب مکافات و رسوائی بر پيکرش کوبيد. اگر ديوار اخلاق فرو ريزد تبعات آن استثنا پذير نيست.

تبليغات خبرنامه گويا

advertisement@gooya.com 




ماجرای تهيه و انتشار فيلم تعرض معاون دانشجوئی دانشگاه زنجان به يکی از دانشجويان دختر اين دانشگاه بی شک لکه ننگ بزرگی بر دامن جامعه دانشگاهی ايران است. اما اين رسوائی قبل از آنکه دامن گير استاد مزبور باشد مؤيد عمق بی آزرمی و بی شرمی آن دسته از دانشجويانی است که تن به چنين بازی کثيفی داده اند.

فيلم منتشره از آن واقعه با تصريح و تعجيلی که فيلمبرداران در آن فيلم از دور کردن دختر مورد نظر از کانون ماجرا دارند در کنار اصرار دانشجويان مبنی بر عدم برخورد مسئولين با آن دانشجوی دختر و اعتراف ايشان مبنی بر برنامه ريزی از قبل تدارک ديده شده با ايشان جهت تهيه آن فيلم، مُبينی مستند از قصد قبلی و تعمدی دانشجويان از ايجاد يک تله اخلاقی برای استاد مزبور است.
دانشجويان مزبور با طراحی چنان دام غيراخلاقی خواسته يا ناخواسته استاد مزبور را ولو آنکه اتهامات مزبور به وی مبنی بر فساد اخلاقی برخوردار از صحت نيز باشد، اکنون در موضعی مظلومانه قرار داده و متقابلاً خود و جميع دانشجويانی را که ساده انديشانه تن به اين قائله داده اند را در سکوی اتهام بی اخلاقی و بی شرمی نشانده اند.
ظاهراً ايشان با اتکای بر جميع قوای عقلی و هوش و ذکاوت دانشجوئی خود به اين نتيجه رسيده اند که کثافت را با کثافت بايد پاک کرد.
معلوم نيست چه بلائی بر سر جامعه دانشگاهی ايران آمده که اکنون اعضا اين خانواده تا اين درجه به قعر و حضيض بی اخلاقی سقوط کرده اند.
دانشجويان مزبور ظاهراً متوجه نيستند با دست زدن به چنين اقداماتی فتح باب کننده چه سلوک ناميمون و نحسی در برخورد با مشکلات صنفی و دانشگاهی خود شده اند.
روشی که چنانچه جو آن بالا بگيرد تبعاتی همه جانبه خواهد داشت که بلاشک سهم بالائی از آن دامن گير ايشان خواهد شد.
کداميک از دانشجويان مزبور و ديگر همدلان با ايشان حاضرند يا می توانند تعهد دهند تا چنانچه چنين دام يا فتنه مشابه از اين نوع بر سر راه ايشان قرار گيرد، توان خويشتن داری و پارسا کيشی خواهند داشت؟ آن هم در موقعيتی که رقيب دست بالا و توانا را در طراحی هائی از اين دست دارد.
اساساً چه عقل و منطق يا مرجع و مرکزی به ايشان اجازه داده و می دهد تا در مقام خدائی نشسته و با طراحی تله های اخلاقی برای ديگران ضريب سنج تقوا يا عدم تقوای طعمه های خود شوند؟
برای تاديب استاد مزبور حال هر که هست و هر چه کرده يا می خواسته بکند هيچ اصل اخلاقی مجوز آن را نمی دهد تا وی را در موقعيت معصيت قرار داده و خوش باشانه و در مقام خدائی در سر بزنگاه و با موضعی فاتحانه چوب مکافات و رسوائی بر پيکرش کوبيد.
اگر ديوار اخلاق فرو ريزد تبعات آن استثنا پذير نيست.
ذکر خاطره ای از مرحوم مصدق که علی الظاهر يکی از اصلی ترين مراجع و چهره های مورد وثوق اين دسته از دانشجويان است، بايد و می تواند الگوی رفتار اخلاقی برای ايشان باشد.
مزيد اطلاع دانشجويان محترم قابل عرض است که زمانی که مرحوم الهيار صالح رهبری جبهه ملی سوم را به عهده داشتند، رهبران شاخه دانشجوئی جبهه ملی طی نامه ای گلايه آميز نسبت به مديريت آن مرحوم خطاب به مرحوم مصدق عارض شدند و دکتر مصدق نيز در پاسخ به ايشان مرقوم داشت:
نامه شما دانشجويان آنقدر به لحاظ شکلی بد بود که من اساساً متوجه محتوای آن نشدم. لطفاً نامه را مجدد نوشته و آنجا که مرقوم کرده ايد: آقای الهيار صالح گفت، مرقوم فرمائيد آقای الهيار صالح فرمودند و آنجا که اظهار داشته ايد: آقای الهيار صالح نوشتند. بفرمائيد: آقای الهيار صالح مرقوم فرمودند تا بعد از آن نامه شما را مطالعه کرده و پاسخ را خدمت تان ارسال نمايم. (نقل به مضمون)

متاسفانه دانشجويان دانشگاه زنجان وارد بازی کثيفی شده اند که خيلی پيشتر از ايشان گروهک تروريستی مسعود رجوی با خلاقيتی بالاتر از اين چند جوان هيجان زده و احساساتی آغاز کننده آن بود.
تهيه فيلم هم آغوشی از وزير وقت ارشاد در سال های نخست انقلاب با طعمه خوش سيمائی که در برابرش قرار دادند بمراتب حرفه ای تر از فيلم آستانه تعرض استاد دانشگاه زنجان به آن دختر دانشجو بود. هر چند وزير مزبور نه خلاف قانونی کرده بود و نه معصيتی و بدون اطلاع از طعمه بودن آن زليخای نابکار با وی عقد نکاح موقت خوانده بود.
اما طبعاً چنانچه هوشياری پاسداران فرودگاه و همکاری وزير مزبور نبود با خروج آن عليا مخدرة و فيلم مزبور از کشور يا زمينه سلطه بر آن وزير بصورتی نامشروع فراهم می شد و يا ايجاد يک رسوائی اخلاقی ولو تصنعی برای وی به ارمغان می آورد.
اما آيا دانشجويان امروز می توانند به اين سوال پاسخ دهند که آن گروهک فتانه! با زير پا گذاشتن همه پرنسيب های اخلاقی اکنون در کجای تاريخ و حافظه و قضاوت مردم ايران قرار دارد؟
پيشتر و شخصاً بر اين نکته ابرام ورزيده بودم که هيچ مقام يا فردی اعم از مسئولين حکومتی و شهروندان عادی حق ندارند در جامعه، بستر و زمينه اجرای جرم را فراهم کنند و خود در کمين دست از پا خطاکنندگان نشسته و پس از ارتکاب جرم آن ناغافلان، فاتحانه طعمه خود را به اسارت کشند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
... در ايالات متحده آمريکائی که فاحشگی در سرتاسر آن جرم تلقی شده و حکومت بشدت با آن برخورد می کند در سال ۲۰۰۵ در ايالت آريزونا پليس با نصب دوربين مخفی در يک پمپ بنزين، يکی از افسران زن خود را در لباس مُبدل بعنوان فاحشه مستقر کرده بود که با رجوع به مردانی که بی خبر از اين دام بودند پيشنهاد سکس به ايشان می داد و چنانچه آقايان مزبور از اين پيشنهاد استقبال کرده و همراهی با آن افسر پليس می کردند بلافاصله توسط ماموران مخفی مستقر در محل بازداشت می شدند.
هر چند منطق پليس ايالت آريزونا از اين اقدام تلاش جهت حفظ سلامت اخلاقی جامعه بود اما چنين رويکردی توسط پليس از اساس قابل سرزنش است. ظاهراً پليس ايالت آريزونا در طرح خود به اين نکته کمتر توجه کرده بود که نهادهای قانونی کشور حق ندارند زمينه امکان وقوع جُرم را برای شهروندان فراهم کنند و سپس در صورت تن دادن به فعل مُجرمانه با ايشان برخورد کنند.
طبعاً آن مردانی که با استقبال از پيشنهاد تن فروشی به دام از پيش تدارک ديده شده پليس آريزونا می افتادند در حالت عادی که چنان دامی برای ايشان گسترده نشده بود، قطعاً تنها به پُر کردن باک بنزين ماشين خود قناعت کرده و به سلامت پمپ بنزين را ترک می کردند.
بر همين اساس است که بايد معترض چنين تمهيداتی بود تا حکومت نتواند از طريق تحريک شهروندان به انجام جُرم اقدام به فراهم ساختن بستر و زمينه مجرم سازی و سپس مجازات مُجرم کند.

قسمتی از مقاله آسمان سياه
۴/خرداد/۸۶
http://www.sokhan.info/Farsi/Zan.htm
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

استاد مزبور نيز ولو آنکه از قبل اشتهار به طماعی و هوس بازی داشته علی رغم اين چنين سابقه ای به دانشجويان مجوز آن را نمی داد تا با پلشتی به جنگ پلشتی بروند.

بر دانشجويان مزبور فرض است که مفتون تشويق ها و دست مريزادهائی نشوند که اين روزها از گوشه و کنار، داخل و خارج از کشور توسط اهل قلم و سياست نثارشان می شود و کماکان پاسدار مرزهای اخلاق در جبهه خود باشند. ايشان مطمئن باشند آن دست زدن ها اگر از سر بی شعوری نباشد مسلماً از سر خيرخواهی نيست و در فرای آن، چشم طمع و نيت شرّی نهفته تا با ابزار دانشجو و استفاده از روحيه سالم و ساده ايشان خوشه چين مطامع و منویّات نامشروع خود شوند.
هر چند اين قياسی مع الفارق است اما برای تقريب به ذهن مناسب است دانشجويان با درآمدن در کسوت زليخای فتنه گر ناخواسته مشکل شان را مبدل به يوسف کنعان نکنند!

داريوش سجادی
۲۶/خرداد/۸۷
dariushsajjadi@yahoo.com


Copyright: gooya.com 2008